قهرمان ميرزا عين السلطنه
1527
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كرد . صد تومان من به ثقة السلطان دادم . اين چند شب بسيار خوش گذشت . احتساب الملك بعد از دو روز رفت بهسمت گروس . رضا قلى خان بود . . . يك روز هم سوار شده به قرق شكارگاه امير رفتم . جلوى فاضلآب كرسف را سدى بسته درياچهء بزرگى تشكيل يافته اما حاليه سد قدرى خراب شده آب كم داشت . خيال دارد سد را عقبتر برده وسعت بدهد . كرسف در تابستان و زمستان بدهواست ، بعلاوه آب بسيار بدى هم دارد . براى امير آب از كوه مىآورند . چوزك - خان تيمور منزل را در چوزك ده ميرزا على اكبر مباشر دهات نظام السلطنه معين كرده بودند . در خان تيمور ناهار خورديم . چهل تومان هم حاجيهاى مالك خان تيمور تقديم دادند . بعد از ناهار سوار شده باران كمى آمد . از سجاسرود ، دهات ميرزا هاشم خان مستشير السلطنه گذشتيم . قاسم خان و محمد خان اصانلو آنجا استقبال آمدند . اين دو نفر از قلدرها و اشرار خمسه هستند . پناه و ملجاء آنها هم باطنا جهانشاه خان است . در كرسف گفتم بفرستيد اينجا بيايند جواب گفت من گفتهام خدمت شما برسند . اما اينجا صحيح نيست . بلى آنها مطيع من هستند بگويم همهجا مىآيند ، لكن اگر در كرسف بيايند هر وقت هرزگى بكنند دولت امر كند من بايد حاضر كنم ، اين است كه پلتيك اقتضا نمىكند . در عهد سالار الدوله توپ و فوج براى دستگيرى اين دو نفر روانه كردند . دستگير نشدند . بعد حاجى مشير الممالك مرحوم ميانه افتاد و محرمانه امير گفت به شهر آمدند . خلعت گرفته صد تومان هم انعام دادند . حالا هم به من گفته بود دو خلعت بدهم و سى و شش تومان ماليات اسفرين « 1 » ده قاسم خان را بخشيده نگيرم . ما هم اطاعت كرده به همانطور عمل كرديم ، چوزك « 2 » عمارت تازهاى ميرزا على اكبر ساخته بد نيست . باران تا صبح آمد . جمعه چهارم - با وجودى كه باران مختصرى مىآمد سوار شدم . ثقة السلطان از سينه ناله داشت . ماند باران كه ساكت شد بيايد . تند مىرفتم . اسب من يرقه بود . ناهار مختصرى در عين شدت باران در اغل بيك خورديم . فورا سوار شده متصل از گردنه و ماهور مىگذشتيم . باران هم قطع نشد پالتو بارانى به درد من خورد . يك ساعت كمتر به غروب مانده بود وارد شهر شديم . لله الحمد عمل سجاس به خوشى گذشت . اسباب روسفيدى ما شد . پانصد تومان از آن مبلغ را تقديم حضرت و الا كردم . زياده چه نويسم .
--> ( 1 ) - اسپرين است در مراجع جغرافيايى امروزه . ( 2 ) - چوزك ، از دهات حومهء زنجان .